آغوش بگشا ! دستِ خود را سرپناهم کن
فکر ی به حال ِ این دل ِ بی تکیه گاهم کن
من بی تو یاغی ٬ بی تو سرکش ٬ بی تو دیوانه
روزی سر ِ راهم بیا و سربه راهم کن
در بین ِ مردم عشق معنایی نخواهد داشت
من پیش ِمردم روسفیدم ٬ روسیاهم کن
افتاده ام از پا ٬ شکسته ٬خسته٬ بی امید
با بوسه ای یک بار ِ دیگر روبه راهم کن
گر این من ِ آواره را آرام می خواهی
در قلبِ خود جایی برای او فراهم کن
....
تو می روی ٬ دستت به دستِ عاشقی دیگر
پس لا اقل یک بار برگرد و نگاهم کن
...
هربار می گفتم کنارم باش می ماندی
رفتی ٬ خداحافظ ! ولی ای کاش می ماندی
فکر ی به حال ِ این دل ِ بی تکیه گاهم کن
من بی تو یاغی ٬ بی تو سرکش ٬ بی تو دیوانه
روزی سر ِ راهم بیا و سربه راهم کن
در بین ِ مردم عشق معنایی نخواهد داشت
من پیش ِمردم روسفیدم ٬ روسیاهم کن
افتاده ام از پا ٬ شکسته ٬خسته٬ بی امید
با بوسه ای یک بار ِ دیگر روبه راهم کن
گر این من ِ آواره را آرام می خواهی
در قلبِ خود جایی برای او فراهم کن
....
تو می روی ٬ دستت به دستِ عاشقی دیگر
پس لا اقل یک بار برگرد و نگاهم کن
...
هربار می گفتم کنارم باش می ماندی
رفتی ٬ خداحافظ ! ولی ای کاش می ماندی

No comments:
Post a Comment