Saturday, October 27, 2007



گفتی: چگونه می‌گذرد ماه و سال تو؟
چون روز روشن است جواب سؤال تو:
من نیز از عبور خزان زخم دیده‌ام
من هم شکسته‌بال و پرم، مثل بال تو
باید بشویم این‌همه زخم کبود را
در بارشِ صمیمیی شعرِ زلال تو
گفتی برایم از شب و غربت غزل بخوان
غمگین‌ترین ترانه ی شب هام مال تو
دلگیرم از کدورت این میله‌های سرد
کی می‌رسم به آبی چشم زلال تو؟

No comments: